دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
64
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
غنايم و يا ماليات مفروضى سروكار داشت كه در نتيجه غارت شهر كاهش مىيافت ( و يا كاملا از بين مىرفت ) و اين غارت شهر ناگزيرانه پس از تصرف شهر رخ مىداد . قاعده اين بود كه وقتى مأموران ديوان ، ماليات مورد نياز خود را مىگرفتند ، با يك اشاره خاص ، دست سربازان در غارت شهر باز گذاشته مىشد ؛ امّا هنگامى كه شهرى با يورش وحشتناكى تصرف مىگشت ، يك چنين نظم و قاعدهاى ديگر كارساز نبود . تيمور زمانى كه مذاكرات تسليم با ناكامى مواجه مىشد ، به نيروى نظامى متوسل مىگشت ، امّا وقتى كه يك چنين واقعهاى رخ مىداد ، با بيرحمى تمام وارد عمل مىشد و به ساكنان شهر كمترين رحمى نمىكرد . جنبههاى اقتصادى و تشكيلاتى فتوحات تيمور ( ويژگى كلى فتوحات ، نه فقط فتوحات ايران ) تاكنون اين مايه روشن و صريح نشده بود . شايد دليل پوشيده ماندن اين جنبه از لشكركشيهاى تيمور در اين قضيه باشد كه توصيف اعمال ظالمانه و وحشيانهاى كه در گزارشها آمده ، توجه انسان را از اين جزئيات باز مىداشت . از سوى ديگر ، رويكرد اقتصادى به وقايع مجال پنهانسازى اين واقعيت را كه بيرحميهاى وحشيانه يك امر عادى بوده است ، نمىداد . در واقع يكى از مورخان مىنويسد كه « امير كبير [ امير تيمور ] ترور را وسيله حكومت « 1 » » و بالاتر از همه وسيله جنگ روانى مىدانست . تيمور زمانى كه مذاكراتش با مردم شهرى به نتيجه نمىرسيد و يا مأمورين گسيل شده او در داخل شهر مفتوحه مورد حمله قرار مىگرفتند يا به قتل مىرسيدند ؛ و يا هنگامى كه مردم با حمله به نيروهاى تيمور در بيرون شهر از مذاكره خوددارى مىكردند و يا اينكه مردم شهر مغلوب عليه مهاجمان غالب قيام مىكردند ، وحشتناكترين بيرحميها را در خلال انتقامكشى مرتكب مىشد . در چنين مواقعى ، گوشمالى حالت قتل عام به خود مىگرفت و تمام مردم شهر از دم تيغ مىگذشتند . پس از كشتار مردان ، همه زنان ، پسران و دختران مورد تجاوز قرار مىگرفتند ؛ ولى اين عمل هم بالضروره حاكى از آن نبود كه از قتل رهايى يافتهاند . فقط سالخوردگان و كودكان زير پنجسال شانس زنده ماندن داشتند ، البته با اين شرط كه بعدها از گرسنگى تلف نشوند . به سخن ديگر ، ساكنان شهرهاى مفتوحه بخشى از غنايم به شمار مىآمدند و به صورت غلام و برده خريد و فروش شده و به ماوراء النهر گسيل مىگشتند . شمارى از آنان ( اغلب از هردو تن يكى ) از ضعف ، گرسنگى و يا بيمارى در راه مىمردند . كله منارهايى كه تيمور در خارج دروازه شهرهاى گوشمالى شده برپا مىكرد ، نماد مستقيمى از وحشيگرى لجام گسيخته وى بود . بدترين نمونه از اين نوع كله منارها در اصفهان برپا شد كه در سال
--> ( 1 ) - اوبن ، « Comment Tamerlan Prenait villes » ، ص 122 .